![]() |
![]() |
|
| موسیقی ,بیوگرافی و سرگرمی |
|
اردشیر کامکار به سال 1341 در شهر سنندج به دنیا آمد و از سن 7 سالگی تحت نظر و آموزش پدر به آموختن ویولون پرداخت و در سن 10 سالگی همراه ارکستر (( باربد )) فرهنگ و هنر استان کردستان کنسرت هایی در تهران و شهرستانها اجرا نمود و در همان ایم ساز کمانچه را نیز در کنار ویولون فرا گرفت و اجرای قطعات و ردیفهای استاد صبا را با کمانچه و ویولون نزد پدر آموخت . در سن 19 سالگی ادامه ی فعالیت نوازندگی خود را با کمانچه در گروه (( عارف )) و (( شیدا )) به سر پرستی محمدرضا لطفی پرویز مشکاتیان و حسین علیزاده پی گرفت . وی ردیف های موسیقی سنتی را نزد محمدرضا لطفی و پشنگ کامکار فرا گرفت . مشغله اصلی ذهن این نوازنده جوان و اساس کوشایی او متوجه تکامل امکانات موسیقیایی و کشف امواج صوتی جدید برای ساز سنتی کمانچه می باشد
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 18:11 توسط مازیار |
|
|
استاد پشنگ كامكار در سال 1330 در شهر سنندج متولد شد. در خانوادهاي هنرمند و هنردوست كه همينك سررشته قسمت مهمي از موسيقي ايراني در دستان پرتوان آنان قرار دارد. پدر خانواده ، حسن كامكار، جزءمعدود هنرمنداني بود كه كه راه صعب و دشوار هنر جدي را پيش گرفته بود. در عين حالي كه رئيس موسيقي نظام سنندج بود، در هنرستاني آزاد به تدريس ويولن (كه ساز اصلي وي بود و آن را به شيوه فاخر و استوار ستاره پرفروغ هنر ايران ابوالحسن صبا مينواخت) و ساير سازهاي ايراني نظير كمانچه و تار و... ميپرداخت و از اين راه خدمتي به جامعه هنري ايران نمود كه وي را براي هميشه در يادها و دلها جاودانه كرد. در چنين خانوادهاي پشنگ كامكار باليدن گرفت و گوش جانش با بهترين و زيباترين نغمات موسيقي آشنا شد. در اوايل نوجواني (12 سالگي) با راهنمائيهاي برادر بزرگتر، هوشنگ، فراگيري ساز سنتور را آغاز كرد. تنها منابع موجود براي پشنگ نوجوان علاوه بر راهنماييهاي پدر و برادر كتاب تازه منتشر شده استاد فرامرز پايور بود. كتابي كه نام دستور سنتور را بر پيشاني داست و يكي دو سالي از انتشار آن ميگذشت. بزرگان سنتور نواز ساكن تهران بودند و پشنگ نوجوان در سنندج. بعد مسافت و سختي سفر در آن دوره باعث شد كه هنرمند نوجوان از محضر اساتيدي چون فرامرز پايور، رضا ورزنده و ... دور بماند. در آغاز راه كوهي از مشكلات در مقابل وي خودنمايي ميكرد و تنها سلاح وي نبوغ واستعداد ذاتي بود كه به اندازه كافي در ذات او به وديعه نهاده شده بود. مسلما ميتوانيد مجسم كنيد اين گونه تلاشها متضمن چه مشكلاتي است و براي ادامه راه به چه پشتكار و جديتي نياز است. استاد پشنگ كامكار ميگويند:«در آن زمان تنها كساني كه ميتوانستند مرجعي باشند براي رفع مشكلات و سؤالات پدر و برادر بزرگترم بودند. البته وقتي نوبت به مسائل تخصصي تر نوازندگي سنتور رسيد كمك ايشان هم محدودتر شد. زيرا ساز تخصصي پدر ويولن بود و برادرم نيز مدتي بود كه به صورت تخصصي به ويولن ميپرداخت. مسائلي از قبيل طرز مضراب گرفتن، مضراب زدن، حركت دست و ... مجهولاتي بود كه خود بايد آنها را پيدا ميكردم». حدود 2 سال بعد از آن تاريخ استاد فرامرز پايور كنسرتي را در سنندج ترتيب ميدهند. آنجا بود كه پشنگ كامكار براي اولين بار فيگور و استيل يك نوازنده حرفهاي سنتور ار ميبيند و متوجه اشكالاتي در فيگور و حالت نوازندگي خود ميگردد. خود در اين باره ميگويند:«... دو يا سه سال مضراب را اشتباه ميگرفتم. تا اين كه استاد پايور به همراهي خانم خاطره پروانه براي اجراي كنسرت به سندج آمدند. در سالن كنسرت از دور حركات دست استاد پايور را نگاه مي كردم و متوجه اشكالات دست خودم ميشدم. متوجه شدم كه مضراب را بايد با كمك مچ حركت داد نه انگشتان ...». با سعي و تلاش فراوان و با عشقي بزرگ كتاب دستور سنتور نواخته شد و سپس كار بر روي رديفهاي استاد صبا آغاز گزديد. در سال 1348 بود كه استاد پشنگ كامكار تدريس سنتور را در كلاسهاي آزاد هنري پدر آغاز كرد. در اين كلاسها پشنگ كامكار دستور سنتور استاد فرامرز پايور و رديفهاي استاد صبا را تدريس ميكردند. از نكات مهم ديگر توجه كامكار جوان به موسيقي فولكلور كردستان بود. ايشان در اين باره ميگويند:« به همراه ساير برادران و خواهرم، قطعات و ملوديهاي كردي را به صورت گوشي و بدون نت با هم تمرين ميكرديم. آنقدر يك قطعه را گوش ميكرديم و سپس روي آن تمرين ميكرديم كه به اصطلاح ملوديها برايمان روان ميشد.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هجدهم خرداد 1387ساعت 19:25 توسط مازیار |
|
|
حاج قربان سلیمانی ،تنها بازمانده از بخشی های خراسان از هشت سالگی دو تار به دست گرفت و نزد پدرش که از نوازندگان صاحب نام دو تار شمال خراسان به شمار می رفت ،به شاگردی پرداخت او هنگام در گذشت پدر، 22 سال سن داشت و از آن پس نزد غلامحسین بخشی جعفر آبادی ، حاج محمد بخشی قیطانی و عوض بخشی به آموختن دو تار روی آورد او ازسال 1346 تا 1366 دست به ساز نبرد ،علت آن هم اعتقادات و پای بندی وی به سخنان متشرعین بود که باعث شداوبر اساس گفته شیخی ساز را به کناری نهد اما وقتی روحانیون دیگری به وی توصیه کردند که موسیقی موهبتی الهی است ،دوباره ساز در دست گرفت و به نواختن پرداخت . او همچنین به کشورهای بسیاری مانند پرو ، هلند، تونس، ترکیه، بلژیک ،انگلستان ،سوئیس، کلمبیا ، اکوادور ،پاناما، فرانسه و چند شهر آمریکا نیز عزیمت کرده است . گفتنی است استاد حاج قربان سلیمانی در پایان عمر کار کشاورزی می کرد و از 14 فرزند حاج قربان فقط دو دخترش به موسیقی روی آورده اند و یک پسرش که این آخری پنجاه ساله بوده وعلیرضا نام دارد و در بیشتر اجراهای پدر به عنوان همنواز حضور جدی داشته است. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 19:18 توسط مازیار |
|
|
سعید فرج پوری که هم اکنون به عنوان یکی از نوازندگان توانا و فعال ساز کمانچه به شمار می آید در اول اسفند ماه 1339 در شهر سنندج به دنیا آمد. از جمله اساتید ایشان می توان به مرحوم حسن کامکار، محمدرضا لطفی و حسین علیزاده اشاره کرد. سعید فرج پوری در بسیاری از گروه های مطرح موسیقی نوازندگی کرده اند از جمله: عارف، شیدا، پایور، دستان،آوا و ئاوات. ایشان همچنین در مرکز چاووش، حفظ و اشاعه موسیقی، هنرستان موسیقی در تهران مشغول به تدریس بوده اند. آثار منتشر شده با آهنگسازی و نوازندگی ایشان:آلبوم های همنوازی با تنبک به نام های تکنوازی کمانچه ، کمانچه نوازی بر اساس نغمه های کردی، موسیقی برای گروه سازهای ملی با نام های ژوان، نقش پندار، آوات، زمانه، يادواره سيدعلي اصغركردستاني، شوریده ( برنده عنوان شوک موسیقی از مجله موسیقی لوموند و جایزه بهترین موسیقی سال 2003 از وزارت فرهنگ فرانسه )،آلبوم غوغای عشق بازان،دریای بی پایان و کتاب بیست قطعه برای کمانچه. من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه نهم خرداد 1387ساعت 16:43 توسط مازیار |
|
|
داریوش طلایی در ۲۶ بهمن ۱۳۳۱ در شهرستان دماوند در خانوادهای علاقمند به موسیقی متولد شد. او از یازده سالگی به هنرستان موسیقی رفت و با این که آشنایی و علاقهٔ خاصی با این ساز نداشت به آموختن تار پرداخت. در سال سوم هنرستان و تحت تأثیر علیاکبر شهنازی به تار علاقمند شد. پس از گرفتن دیپلم هنرستان همزمان به تحصیل در رشتهٔ موسیقی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و کار در مرکز حفظ و اشاعهٔ موسیقی پرداخت.او در این دوران از خدمت استادانی جون علی اکبر شهنازی سعید هرمزی یوسف فروتن نور علی برومند و عبدالله دوامی بهره مند شد. پس از اتمام تحصیلات از سال ۱۳۵۵ در دانشگاه تهران ردیف تدریس کرد. او در سال ۱۳۵۸ برای تحصیل در رشتهٔ موسیقیشناسی به دانشگاه پاریس در فرانسه رفت و دکترای خود را نیز از دانشگاه نانتز فرانسه گرفت.او هم اکنون عضو هیات علمی گروه موسیقی دانشکده ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و همچنین دانشکده ی موسیقی دانشگاه هنر است آثار: کتابها: |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 11:2 توسط مازیار |
|
|
پرویز مشکاتیان ، آهنگساز، موسیقیدان، نوازنده سرشناس سنتور، استاد دانشگاه و پژوهشگر نامی ایران است وی در سال ۱۳۳۴ در شهرستان نیشابور زاده شد و کار هنری خود را در شش سالگی با پدرش، مرحوم حسن مشکاتیان که استاد سنتورنوازی و آشنا با ویولن و سهتار بود، آغاز کرد. وی با ادامهٔ آموختن موسیقی در طول تحصیل، در سال ۱۳۵۳ وارد دانشکده هنرهای زیبا در دانشگاه تهران شد. مشکاتیان، ردیف میرزا عبدالله را نزد استاد نورعلی برومند و دکتر داریوش صفوت و مبانی موسیقی ایرانی را نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه، عبدالله دوامی، سعید هرمزی و یوسف فروتن فراگرفت. او کار سنتورنوازی خود را به شیوهٔ رسمی در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی آغاز کرد و در این زمینه بسیار موفق کار کرد و کارهای بزرگ فراوانی را در زمینهی آهنگسازی وسنتورنوازی به ویژه تکنوازی انجام داد. وی در آزمون موسیقی باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد، به همراه پشنگ کامکار مشترکاً جایگاه نخست را به دست آورد. وی با افسانه شجریان دختر محمدرضا شجریان ازدواج کرد ولی در دهه ۱۳۷۰ از او طلاق گرفت. او همچنین کارهای بسیار پرباری با نوازندگانی چون حسین علیزاده (سرپرست گروه عارف و گروه شیدا) و محمدرضا لطفی (سرپرست گروه شیدا) دارد. پس از قطع همکاری با محمدرضا شجریان، وی با خوانندگانی چون علی جهاندار، ایرج بسطامی، علیرضا افتخاری، حمیدرضا نوربخش، علی رستمیان و شهرام ناظری همکاری کرد. او همچنین در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین) در کشور انگلستان شرکت کرد و مقام نخست را بدست آورد. او در سالهای اخیر کارهای کمتری بیرون دادهاست و خود سرپرست یک گروه موسیقی مشهور بوده که بنا به گفتهی اعضای گروه به سبب کم کاری وی آن گروه از هم پاشید (در سال ۱۳۸۴). یکی از واپسین کارهای وی یک نوار تکنوازی بود که در سال ۱۳۸۴ نواخت و منتشر کرد. همچنین وی در روزهای ۶ تا ۹ آذر ۱۳۸۶ به عنوان سرپرست گروه عارف کنسرتی در تهران برگزار کرد که حمیدرضا نوربخش به عنوان خواننده در آن شرکت داشت. مشکاتیان، کتابهای فراوانی در زمینهٔ سنتور و موسیقی ایرانی تألیف کردهاست |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم خرداد 1387ساعت 18:19 توسط مازیار |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خیز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهیم
کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1387 اردیبهشت 1387 اسفند 1386 |
|
RSS
|